يحيى دولت آبادى
160
حيات يحيى ( فارسى )
درباريان از خيالات فسادانگيزانه خوددارى مينمايند مقتدر نظام و صنيع حضرت هم در جزو مستخدمين بهارستان به خدمت چراغبانى و آتشبازى مشغول ميشوند و بعد از گذشتن جشن از طرف ملت به آنها خلعت داده مىشود كه تأليف قلبى شده باشد بلكه اسباب دست مفسدين نشوند ولى فائده نكرده باز حوزه فساد را گرم مينمايند ديگر از اقدامات كه مىشود آنكه حسنخان اجلال السلطنه اصفهانى رئيس نظميه است و با خيالات درباريان همراه نيست او را عزل كرده رياست نظميه را بميرزا فتح اللّه خان سعيد السلطنه ميدهند سعيد السلطنه كه از قديم با شاه محرم بوده و كمال اطمينان را به او دارند دستهئى از زنان فاحشه را در تحت رياست نظميه رشوت ميدهند كه در ماه رمضان يكروز با صورتهاى گشوده بىحجاب در بازار تهران وارد شوند و بگويند آزاديست و ما بايد بىحجاب باشيم به خيال اينكه لابد بر سر اين كار هيجان عمومى مىشود و از نتايج سوء مشروطيت محسوب ميگردد بلكه باينوسيله هم بشود اخلالى در كار مجلس نمود اينمطلب را هم ملتيان ميفهمند و ايستادگى نموده سعيد السلطنه را معزول نموده مسافرت باروپا مىكند و هم سعى كرده حكومت تهران را از وزير مخصوص كاشانى گرفته بمؤيد الدوله ميدهند و به خيال خود بعضى از شاخه و برگهاى فساد را ميزنند ولى فايده نميكند و درباريان جدا مشغول اجراى نقشه سعديه هستند از جمله درصدد ميشوند بعضى از انجمنهاى ملى كه در باطن هواخواه سلطنت باشند تأسيس كنند از جمله انجمنى باسم انجمن آل محمد تشكيل داده جمعى از سادات مكلا و معمم را در آن انجمن جمع نموده از مخصوصين شاه هم اشخاصى داخل ميشوند با اين شعار كه آل محمد مشروطه نميخواهند ديگر آنكه شخصى ميرزا عباسقلىنام چند سال است باسم مجلس سرّى و فراموشخانه پول از مردم ميگيرد و گذران مىكند در اينوقت بغلط اشتهار ميدهد كه قاتل امين السلطان عضو انجمن سرّى او بوده بشاه هم وعده ميدهد كه بتوسط اعضاى انجمن سرّى مقاصد او را انجام خواهد داد شاه را هم بحوزه سرى وارد ساخته از وجوهيكه براى برهمزدن مشروطه تدارك شده سهمى ميبرد و مدتى در اطراف نقشه سعد الدوله سورچرانى مينمايد ديگر از جمله اقدامات كه ميكنند